زری الیزابت

درآ که در دل خسته توان درآید باز

مهم نیست

مهم نیست من هر موقع میخوام یه کاریو با نهایتِ سلیقه انجام بدم تبدیل میشه به یه چیزِ مزخرف که اصلاً روت نمیشه بهش نگاه کنی و آرزو میکنی ای کاش میشد نابودش کنم.مهم نیست نیم ساعت اونجا معطل بودم و عینِ گاو به در و دیوار نگاه می کردم.  مهم نیست که گفته بود ۴ اونجام و چهار و بیست دقیقه وقتی بهش زنگ زدم گفت ۲ قدم دیگه مونده و ساعت چهار و نیم رسید. 

هیچی مهم نیست.فقط اون مهمه. حتی مهم نیست وقتی که اومد جیغ زدیم و پرید بغلم و گارسونه عینِِ گاو زل زد بهمون! 

آره همشون برن به درک. مهم اونه، مهم همونه که ۴ ماه بود ندیدمش و ۱۲۰ روز بود که دلم واسش لَک زده بود. 

مهم اونه که وقتی رسید گریه کرد و منِ سنگ فقط نگاش کردم،آره منِ احمق فقط نگاش کردم و گفتم مبین هندیش نکن. 

مهم دری وریامونه یا حتی عکسامون که تو هیچ کدومش عینِ آدم نیفتادیم یا حتی نوموخام گفتنایِ اون و عاسیسم گفتنایِ من و در نهایت خداحافظ تا نمی دونم کِی

یادگاریش

Designed By Erfan Powered by Bayan