زری الیزابت

درآ که در دل خسته توان درآید باز

i wish nothing but the best for u

بدترین صحنۀ دوشنبه برایِ من آن لحظه بود که درِ سالن را بستم و به سمتِ خیلِ دانش آموزان که دورِ هم جمع شده بودند و سوال های امتحان را چک میکردند رفتم. " نه و دو رو باید ده و یک میکردیم دیگه" شنیدن همین جمله برایِ پی بردن به یک و نیم نمره غلط کافی بود.عکس العمل خاصی نشان ندادم . گریه نکردم .من دیگر بزرگ شده بودم. گریه کردن برای امتحان بیهوده بود. درست بود که دو روز از خوابم زده بودم،کلاس نرفته بودم، با سردرد و سرگیجه درس خوانده بودم ولی به درک.مهم نبود.حتی اگر رتبه نیاورم هم مهم نیست.این همه سال اول دوم شدم چه اتفاق خاصی افتاد؟!




+دختره:) به نطر من ترنج به نطر مامان نهال

+دادم حکایت نگاری مو بچه ها بخونن، همشون گفتن این خودش نیاز به بازنویسی داره.از اونور لیلا گفت این حرف میزنه باید یکی کنارش وایسه بازنویسی کنه.با این شرایط نگارشم شما رو هفده حساب کنید. یه جا نوشته بود اصحابه شهید شدند من نوشتم یاران و سربازان پیامبر به درجۀ رفیع شهادت نایل گردیدند. برایِ بارش فکری ام زیست هفتمو کلا خالی کردم:|


آندرومدا :)
۰۶ دی ۹۶ , ۱۴:۲۸
I proud of u baby :) ❤

پاسخ :


for what darling?
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan