زری الیزابت

درآ که در دل خسته توان درآید باز

یکِ بهمن

بکا داشتیم امروز.دیروز با بچه ها توافق کردیم که هر کی یه درسو بخونه بعد سر آزمون به بقیه برسونه.از اینکه هیچکی هیچی نخونده بود که بگذریم میرسیم به اینکه هیچکی هیچی نرسوند .البته این هیچی شامل منو زهرا نشد .فارسی بهش دادم شیمی بهم داد*-*.قرارمون این بود که هر موقع من عینکمو گذاشتم رو میز اون برگه رو بده.عین چی میترسیدم مامانِ48 ببینه آبروم بره:/.مبینا میگفت من بین شما فقط دست میدیدیمD:

نمره هامونو از مامانِ48 پرسیدیم گفت همتون بیست شدید جز فلانی و فلانی.جاداره این موفقیت بزرگو به خودم تبریک بگم.دینی بیست شدنِ من از محالات بود.

(چرا مامانِ48؟چون رتبه کنکور پسرش 48 شده:/)

نمرۀ عربیمم پرسیدم نوزده و نیم شدم.ثمانون و نوشتم ثمانیون:/ پرودگارا؟ چرا نمیکشی خلاص شیم؟

همانا من حالم از همۀ اونایی که همۀ نمره هاشون بیست شده و فقط جغرافیشونو نوزده و نیم شدن بهم میخوره.چندشای نکبت

Anne Shirley
۰۱ بهمن ۹۶ , ۱۷:۱۰
عربی فقط دوتا دونه فعل بیست پنج صدمی غلط داشتم و پریناز هم مثه من فقط دوتا غلط داشت! حالا نمیدونم باز دوباره سر برگه‌ی اون دبیر کور شده که بهش داد ۲۰ و برعکس من شدم ۱۹.۲۵ :||| 
دینی رو هم که ۲۰ نمیشم :| برای اولین بار تو عمرم -__- زنیکه فلان برداشته شعر میده تو امتحان :///

پاسخ :

{نمی داند چه بگوید ولی کوبیدن سر به دیوار را توصیه میکند}


شعر؟شیب؟بام؟!
یک بلاگر
۰۱ بهمن ۹۶ , ۲۳:۳۰
از عربی و دینی متنفر بودم ..
هستم ...

پاسخ :

خواهم بود
نفرت انگیز و چندشن
Frozen Fire
۰۲ بهمن ۹۶ , ۱۳:۳۵
دخترم؟
یادم نمیاد به شما تقلب یاد داده‌یاشم.
نچ نچ نچ.

[زیادی در نقشش فرو رفته شروع به ملامت می‌کند :|]

پاسخ :

ببخشید مامان دیگه تکرار نمیشه



{خود را سرزنش میکند که چرا حواسش نبوده مادرش اینجارا میخواند}
Frozen Fire
۰۲ بهمن ۹۶ , ۱۳:۵۴
مرسی تاثیرپذیری :دی

[چپ چپ در چشمان وی می‌نگرد]

پاسخ :

:)))))))))))))))))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan