زری الیزابت

درآ که در دل خسته توان درآید باز

یک سپتامبر

از مدت‌ها پیش با خودم قرار گذاشته بودم که شب قبل یک سپتامبر بیام و یه پست بلند بالا راجع به شروع سال تحصیلی جدید هاگوارتز و سختی سال ششم و امتحانات عالی جادوگری که در پیشه بنویسم و کلی کولی بازی دربیارم. از یک ماه قبل هر روز تقویمو نگاه می‌کردم که نکنه یک سپتامبر بگذره و من اون پستو ننوشته باشم.
امشب شب قبل یک سپتامبره ولی من نمی‌خوام راجع به شروع سال تحصیلی جدید هاگوارتز و سختی سال ششم و امتحانات عالی جادوگری که در پیشه بنویسم و کلی کولی بازی دربیارم. به جاش می‌خوام از هشت صبح سه‌شنبه‌ای که گذشت بنویسم ولی نمی‌تونم چون گریه‌م می‌گیره و من نمی‌خوام گریه کنم. من وقتی کسی بهم تسلیت می‌گه هم گریه‌م می‌‌گیره. یا وقتی کسی بغلم می‌کنه و می‌گه:  «زهرا خوبی؟». وقتی به جایی که همیشه می‌نشست نگاه می‌کنم. وقتی به عکسش که اینور و اونور چسبوندن نگاه می‌کنم.  وقتی به این فکر می‌کنم که دیگه شبای یلدا و چهارشنبه سوری و شبای عید و کل سیزده روز عید دیگه آقایی نیست که قبلش از بابا بپرسم: «بابا پس کی می‌ریم خونهٔ آقا اینا؟» . من حتی وقتی یاد صدای گرفتهٔ لیلا و علی، لباس خاکی بابا، گریه‌های تو ماشین عمو، چشمای سرخ کیان و چشمای یسنا وقتی از خونه اومد بیرون و رفت تو راه پله‌ نشست و من رفتم بغلش کردم و با صدایی که از بغض می‌لرزید بهش گفتم گریه نکن یسنا و اون بیشتر گریه کرد و با اون چشمایی که رنگ آبی عجیب غریبشون به آقا رفته تو چشمام زل زد و گفت پس چرا تو گریه می‌کنی هم گریه‌م می‌گیره چه برسه به وقتی که به اون صدای ترسناک لا اله الا الله و اون جسم بی جون روی دستاشون و خودم که برای بالا نرفتن صدای ضجه‌هام بالش آریسا رو گاز گرفته بودمو و فرار کرده بودم طبقه بالا و گوشامو گرفته بودم تا نشنوم فکر می‌کنم. الانم نباید گریه‌ می‌کردم. من اصلا نمی‌خواستم گریه کنم. قرار بود سنگ بشم ولی نشدم. من حتی نمی‌تونم بدون گریه اسم اون اتفاقی که افتاده رو بنویسم یا به زبون بیارم و همش می‌گم همون روز. همون روزی که سهمش از دنیا شد یه قبر. 

پشمآلِ پشمآلو
۱۰ شهریور ۹۷ , ۰۷:۰۱
انشاالله داره تو بهشت خوش میگذرونه
Anne Shirley
۱۰ شهریور ۹۷ , ۱۰:۱۸
مرگ عزیزان واقعا سخته.. 
جلوی گریه‌تو نگیر. گریه کن و عزادار باش. بذار همین الان آروم بشی و بعدا هی از تو خورده نشی.. 
big cat
۱۰ شهریور ۹۷ , ۱۱:۲۱
الان عزاداریتو بکن تا همیشه عزادار نمونی
برای آقات دعا کن ایشون تو مسیر پیش روش به دعای همه نیاز داره
نسیم 🍃
۱۰ شهریور ۹۷ , ۱۴:۰۵
تا میتونی گریه کن .
نیلی ‌
۱۰ شهریور ۹۷ , ۲۰:۴۳
می‌گذره زدی...
لیمو ترشـــ🍋
۱۰ شهریور ۹۷ , ۲۳:۱۶
وحشتناک ترین کاری ک میتونی با خودت بکنی اینخ ک گریه نکنی.
گریه کن و ناراحتی درونت رو خالی کن. وگرنه تا چندین ماه بعد هرموقع اسمشونو میشنوی یا یادشون میفتی ی بقض بدی توی گلوت هست ک هی قورتش دادی.
گریه کن دختر.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan