زری الیزابت

درآ که در دل خسته توان درآید باز

خاک سرد نیست دردم هیچ‌وقت سازگار نمی‌شه

چند وقت پیش تو ماشین وقتی داشتیم می‌رفتیم کلاس، بابا گفت زنگ بزن ببین ننه‌ رو بردن دکتر یا نه. شماره رو تو گوشیش وارد کردم، آورد «م بابا». یادم افتاد که بابا آقا رو تو گوشیش«بابام» سیو کرده بود عمو هم «بابای خودم». کیان همیشه مسخره می‌کرد می‌گفت انگار می‌خوان باباشونو ازشون بگیرن. 

الان ۷۳ روزه که باباشونو ازشون گرفتن. 


Designed By Erfan Powered by Bayan