زری الیزابت

درآ که در دل خسته توان درآید باز

The girl with the sun in her eyes

زری الیزابت منم. البته نسخهٔ دیگهٔ من. می‌دونم اینکه آدم چند تا نسخه داشته باشه بده و اینا اما لازمه. باور کنید. مثلاً من اگه برم همین حرفایی که اینجا می‌زنمو پیش دوستام (حتی صمیمی‌ترینشون) بزنم یه جوری نگام می‌کنن که پشیمون می‌شم کلاً. نه اینکه نگاه‌‌کردنشون بد باشه‌ها نه؛ ولی یه‌جوریه. یه‌جور گنگ.

آره داشتم می‌گفتم. زری الیزابت اون نسخهٔ منه که دوست داره تو چشماش خورشید باشه ولی تو واقعیت لامپم توش روشن نیست. اینجا داره سعی می‌کنه خورشیدو از پشت کوه‌های قهوه‌ایِ چشماش بکشه بیرون. اما متاسفانه خورشید خیلی وقته که اون تو غروب کرده و حالا حالا هم قصد طلوع نداره. 

سال قبل همین موقع‌‌ بود که اینجا رو ساختم. 

دوبار اسمشو عوض کردم. دفعهٔ اول چون زهرا آدرسشو پیداش کرد دفعهٔ دوم چون هیچ ربطی بین خودمو اسمش پیدا نمی‌کردم. تهش شد «زری الیزابت». 

دوسش دارم. هم اسمشو هم خودشو. 

زیاد پست نمی‌ذارم چون چیز زیادی واسه گفتن ندارم. چون نمی‌خوام اینجا مثل وبلاگ قبلی بشه. 

بعد می‌دونید چیه؟ من خیلی تز می‌دم که مهم نیست که بقیه چه فکری راجع بهم بکنن و همه چی به کتفمه و اینا اما اینجا نمی‌تونم بگم همه چی به کتفمه. چون  منشا همه چیز اینجا ذهنمه و نوشته‌های اینجا مستقیماً از اون تو میان بیرون  و وقتی بگم اینجا هم به کتفمه دارم به خودم توهین می‌کنم. 

الان می‌شه شما حرف بزنین. از حستون نسبت به اینجا بگین؟ 

خواننده‌های خاموش می‌شه شما یه چیزی بگین؟ 


فا طمه
۱۶ آبان ۹۷ , ۲۲:۲۰
خیلی وقته دنبالت میکنم ولی نشده بود بیام بخونمت. الان عنوانو دیدم جذب شدم اومدم تو  و خوندمش. حس خوب داشت :)

پاسخ :

عنوان اسم یه آهنگ از jay jay johanson ـه
خوش اومدی :)
pep peroni
۱۶ آبان ۹۷ , ۲۲:۳۱
خب من که تازه دنبال کردم وبلاگتو..درست نمیتونم نظر بدم:)

پاسخ :

تیک ایت ایزی باباجان
هر چی دلت می‌خواد بگو‌ 
:)
Neo Ted
۱۷ آبان ۹۷ , ۰۱:۰۱
حس بدی ندارم. 

پاسخ :

:)
ستوده ••
۱۷ آبان ۹۷ , ۰۹:۲۰
وبلاگت خیلی دنجه و دوسش دارم ^_^ 

پاسخ :

مرسی *-*
لیمو ترشـــ🍋
۱۷ آبان ۹۷ , ۱۰:۵۴
فکر میکنم بیشتر ماها ک چیزایی ک تو مغزمون میگزره رو مینویسیم دقیقا همینیم. شخصیت وبلاگیمون با خود واقعیمون فرق داره... ولی اینجا واقعی تریم و از قضاوت دیگران خیلی نمیترسیم:)
با رضایت قلبی کامل کلی وقته دنبالت میکنم:)

پاسخ :

چرا من اینجا هم می‌ترسم. به‌خاطر همین خیلی چیزا رو نمی‌تونم بگم. 

مرسی لیمو 🍋:)
فاطین :)
۱۷ آبان ۹۷ , ۱۴:۵۱
چونکه فکر میکنم اینجا خیلی واقعیه:)

پاسخ :

♡_♡
جناب منزوی
۱۷ آبان ۹۷ , ۲۲:۳۲
یه وبلاگ مثل بقیه وبلاگ ها

پاسخ :

یه کم زردتر
Anne Shirley
۱۸ آبان ۹۷ , ۰۰:۲۵
من وبلاگ آدما توی سن‌های مختلف رو میخونم. از چهل و خورده‌ای ساله گرفته تا تو و آندرو و اینا که هم‌سن خودمین و خب وبلاگایی که نویسنده‌هاش همسن من هستم بهشون احساس نزدیکی بیشتری دارم. چون به نطرم بهتر همو درک میکنیم و حدودا دغدغه‌هامون یکیه و وبلاگ تو و نویسنده اینجا که تو باشی، به نظرم خیلی شبیه و نزدیک به منه :))
بمون و بنویس :)) 

پاسخ :

چون تو گفتی بمون پس من می‌رم 
 [از شدت بانمکی فشار خون می‌گیرد]
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan